فرقه یا طریقت‌های‌ بودایی‌ و تفاوت‌ آموزه‌های‌ آن‌ها

مدارا، ادیان غیر ابراهیمی_ پیروان‌ مهایانه‌ معتقد شدند که‌ بودا به‌ شاگردان‌ خاص‌ خود در خفا گفته‌ است‌ که‌ تلاش‌ انسان‌ به‌ تنهایی‌ و بی‌مدد غیبی‌ برای‌ نجات‌ نفس‌ او از مهلکات‌ کافی‌ نیست‌، بلکه‌ باید به‌ او مددی‌ نیز از مبادی‌ غیبی‌ برسد..

بعد از مرگ‌ بودا دین‌ او در مشرق‌ و جنوب‌ آسیا انتشار یافت‌، ولی‌ پیروان‌ بودا در تفسیر دستورهای‌ او اختلاف‌ کردند. در نتیجه‌ بوداییان‌، اندک‌اندک‌ به‌ دو فرقه‌ یا دو مکتب‌ بزرگ‌ و یک‌ مکتب‌ کوچک‌ منقسم‌ شدند. از دو مکتب‌ بزرگ‌ یکی‌ را فرقه‌ی‌: هینَهْیانَهْ یا – Hinayana یا – بودای‌ جنوبی‌ – گویند. زیرا در نزد مردمان‌ جنوب‌ آسیا یعنی‌ در کشورهای‌ سیام‌ و برمه‌ و ویتنام‌ و غیره‌ رواج‌ دارد. دومی‌ را فرقه‌ی‌ مهایانه‌ نام‌ Mahayana بودایی‌ شمالی‌ – نام‌ داده‌اند که‌ در نواحی‌ شمالی‌ مانند کره‌، چین‌ و ژاپن‌ معمول‌ و متبع‌ است‌. مکتب‌ کوچک‌تر وَجْرَهْیانَهْ دارد Vajrayana که‌ در تبت‌ و مغولستان‌ شایع‌ است‌ و نسبت‌ به‌ دو فرقه‌ دیگر، بسیار خرافاتی‌ و جامد است‌.

دو مکتب‌ هینَهْیانَهْ (به‌ معنی‌ گردونه‌ کوچک‌ یا راه‌ کوچک‌) و مهایانه‌ (به‌ معنی‌ گردونه‌ بزرگ‌ یا راه‌ بزرگ‌) بعد از پنج‌ قرن‌ که‌ از وفات‌ معلم‌ بزرگ‌ – بودا – سپری‌ شد، از یکدیگر جدا و متمایز گشتند. اختلاف‌ و فرق‌ بین‌ آن‌ دو اجمالاً در این‌ است‌ که‌ در طریق‌ هینَهْیانَهْ، مبتدی‌ و نوآموز باید کوشش‌ کند تا نفس‌ خودر ا انفراداً تکمیل‌ کرده‌ به‌ کمال‌ انسانی‌ برساند و به‌ مرتبه‌ی‌ حقیقت‌ «بودائیت‌ فردی‌» برسد و کاری‌ به‌ دیگر نفوس‌ بشری‌ ندارد. ولی‌ در مکتب‌ مهایانه‌، جنبه‌ی‌ اجتماعی‌ در تربیت‌ نفس‌ و تهذیب‌ اخلاق‌ بیشتر رعایت‌ می‌شود و برحسب‌ مبادی‌ آن‌، هدف‌ هر فرد انسانی‌ نباید فقط‌ آن‌ باشد که‌ خویشتن‌ را کامل‌ ساخته‌ به‌ مرتبه‌ی‌ نیروانه‌ نائل‌ گردد، بلکه‌ باید به‌ مقام‌ «بودائیت‌ عامه‌» واصل‌ شود تا آنکه‌ دیگر نفوس‌ را که‌ در جهان‌ دستخوش‌ آلام‌ و مصائب‌اند، به‌ سعادت‌ و نجات‌ برساند (۱) .

بدین‌ روش‌ هر نوآموز که‌ به‌ سوی‌ بودائیت‌ سیر و سلوک‌ می‌کند به‌ نام‌ «بودی‌ سَتْوَه‌» Bodhisattva ، یا بوداسف‌، موسوم‌ است‌ یعنی‌ موجودی‌ که‌ به‌ مرور، اندک‌اندک‌، نائل‌ به‌ اشراق‌ و روشن‌شدگی‌ بشود.
در کتب‌ و آثار مکتب‌ مهایانه‌ سرگذشت‌ بوداها یا افرادی‌ که‌ به‌ مقام‌ بودائیت‌ عامه‌ رسیده‌ و به‌ درجه‌ نهایی‌ از مدارج‌ کمال‌ قدم‌ نهاده‌اند، بسیار ذکر شده‌ است‌. این‌ بوداهای‌ عام‌ مانند قدّیسین‌ نصاری‌ و اولیاء صوفیه‌، نزد هنود مقدس‌اند و آنها را صاحب‌ قوه‌ی‌ کشف‌ و کرامات‌ می‌دانند.
پیروان‌ مهایانه‌ معتقد شدند که‌ بودا به‌ شاگردان‌ خاص‌ خود در خفا گفته‌ است‌ که‌ تلاش‌ انسان‌ به‌ تنهایی‌ و بی‌مدد غیبی‌ برای‌ نجات‌ نفس‌ او از مهلکات‌ کافی‌ نیست‌، بلکه‌ باید به‌ او مددی‌ نیز از مبادی‌ غیبی‌ برسد. این‌ عوامل‌ نجات‌ غیبی‌، سه‌ دسته‌اند:

الف‌- «منوشی‌ بودا»ها ، یعنی‌ منجیان‌ بزرگی‌ که‌ همچون‌ بودا گوتمه‌ در زمین‌ به‌ صورت‌ بشرظاهر شدند و سپس‌ به‌ مرتبه‌ی‌ اشراق‌ و شهود رسیدند و ابنای‌ نوع‌ را با تعالیم‌ خود ارشاد کردند و عاقبت‌ به‌ نیروانه‌ رسیدند. اینان‌ چنان‌ به‌ فنای‌ مطلق‌ و بحث‌ بسیط‌ رسیده‌اند که‌ اکنون‌ دیگر دعاها و مناجاتهای‌ انسانها به‌ ایشان‌ نمی‌رسد.
ب‌- «بودی‌ سَتْوَه‌»ها همان‌ بودا، قبل‌ از بودا شدن‌ اوست‌ و یکی‌ از آنها در بودا گوتمه‌ی‌ هندی‌ تحقّق‌ یافته‌ است‌. این‌ عنوان‌ «بودی‌سَتْوَه‌» برای‌ آن‌ دسته‌ از موجودات‌ روحانی‌ به‌ کار می‌رود که‌ نمازها و مناجاتهای‌ آدمیان‌ را می‌شنوند و ادعیه‌ ایشان‌ را اجابت‌ می‌کنند و می‌توانند خصائل‌ و فضائل‌ خود را به‌ کسانی‌ که‌ به‌ ایشان‌ متوسّل‌ می‌شوند، منتقل‌ سازند. این‌ بودی‌سَتوَهْها، در حقیقت‌ ارواح‌ کاملی‌ هستند که‌ گاه‌ به‌ گاه‌ برای‌ تصفیه‌ و تزکیه‌ روح‌ خود از آسمان‌ به‌ زمین‌ فرود می‌آیند و همچون‌ فرشتگان‌ و ارواح‌ قدسی‌ به‌ کمک‌ و دستگیری‌ انسانها می‌پردازند. اینان‌ به‌ میل‌ خود از وصول‌ به‌ مرتبه‌ی‌ فنا (نیروانه‌) خودداری‌ کرده‌اند.
ج‌- « بودی‌ سَتْوَه‌میتریَه‌ » یعنی‌ بودای‌ موعود نجات‌بخش‌، یکی‌ از آن‌ «بودی‌سَتوَهْ»های‌ مذکور در صنف‌ بالاست‌. این‌ بودی‌سَتوَهْها که‌ عاقبت‌ جنبه‌ی‌ الوهیت‌ می‌یابند، در آغاز، افراد بشری‌ بوده‌اند. به‌ این‌ اعتبار، هر کس‌ می‌تواند عاقبت‌ به‌ منزلگاه‌ بودی‌سَتوَهْ نایل‌ شود (۲) .
همان‌طور که‌ گذشت‌، دو مکتب‌ مهایانه‌ و هینَهْیانَهْ دو فرقه‌ اساسی‌ و مهم‌ دین‌ بودایی‌ است‌. ولی‌ باید دانست‌ که‌ در آن‌ دین‌ – مانند سایر ملل‌ و مذاهب‌ – صدها فرقه‌ و مکتب‌ کوچک‌تر در هر کشور به‌ ظهور رسیده‌ است‌ (که‌ از آن‌ جمله‌ فرقه‌ وَجْرَهْیانَهْ است‌) و هر کدام‌ یک‌ رشته‌ رسوم‌ و عبادات‌ و تشکیلات‌ در صوامع‌ و معابد گوناگون‌ دارند که‌ در همه‌ی‌ آنها فلسفه‌ اساسی‌ گوتمه‌ بودای‌ اصیل‌، رکنی‌ رکین‌ است‌.

سعید صادقی