طریقت‌ مهایانه‌، اختلافهای‌ هینَهْیانَهْ و مهایانه‌ به‌ روایت‌ شومان‌

مدارا، مذاهب غیر ابراهیمی_ طریقت‌ مهایانه‌، تاریخ‌ و جغرافیای‌ مهایانه‌
در حدود پانصد سال‌ پس‌ از درگذشت‌ بودا شکل‌ تازه‌ای‌ از آیین‌ بودا در هند پیدا شد که‌ نام‌ مَهایانَه‌ را بر خود نهاد، که‌ به‌ معنای‌ ارابه‌ی‌ بزرگ‌ است‌ (برای‌ گذشتن‌ از بیابان‌ رنج‌). این‌ آیین‌ راههای‌ نوی‌ برای‌ رهایی‌ نشان‌ می‌دهد و بدین‌سان‌ این‌ مقصد عالی‌ را در دسترس‌ انسانهای‌ بیشتری‌ قرار می‌دهد تا آیین‌ کهن‌تر بودایی‌، و نام‌ تحقیرآمیز هینَهْیانَهْ یا ارابه‌ی‌ کوچک‌ برای‌ آن‌ از اینجاست‌. آن‌طور که‌ مهایانیها می‌گویند هینَهْیانَهْ صرفاً یک‌ بخش‌ مقدماتی‌ تعلیم‌ بوداست‌: شنوندگان‌ پیشین‌ او پیروانی‌ بودند که‌ به‌ تمرکز دست‌ نیافته‌ فقط‌ توانایی‌ دریافت‌ بخشی‌ از تعلیم‌ او را داشتند برعکس‌، هینه‌یانیها مهایانه‌ را کجروی‌ از تعلیم‌ بودا می‌دانند.

اختلافهای‌ هینَهْیانَهْ و مهایانه‌ به‌ روایت‌ شومان‌
اگر اختلافات‌ میان‌ هینَهْیانَهْ و مهایانه‌ را مشروحاً دنبال‌ کنیم‌ پی‌می‌بریم‌ که‌ تقریباً نشان‌ تمام‌ عناصری‌ را که‌ به‌ نظر «کاملاً مهایانی‌» می‌رسند می‌توان‌ در هینَهْیانَهْ یافت‌. برجسته‌ترین‌ اختلافهای‌ میان‌ این‌ دوشاخه‌ی‌ آیین‌ بودا از دیدگاه‌ شومان‌ در جدول‌ مربوطه‌ آورده‌ شده‌ است‌. در اینجا بی‌مناسبت‌ نیست‌ که‌ ببینیم‌ این‌ دو شاخه‌ی‌ آیین‌ بودا در چه‌ چیزی‌ مشترکند، چه‌ چیزی‌ این‌ دو را به‌ عنوان‌ «آیین‌ بودا» به‌ هم‌ می‌پیوندد؟

نشانه‌های‌ خاص‌ همه‌ی‌ مکتبهای‌ بودایی‌ اینهاست‌: نخست‌ رنج‌آور دانستن‌ وجود فرد، و در نتیجه‌ لازم‌ بودن‌ رستگاری‌، دوم‌ عقیده‌ به‌ دوباره‌ زاییده‌ شدن‌، سوم‌ فرض‌ یک‌ قانون‌ طبیعی‌ اخلاقی‌ که‌ بر جریان‌ کرمه‌ و دوباره‌ زاییده‌ شدن‌ حاکم‌ است‌؛ (این‌ قانون‌ را نه‌ خدایی‌ آفریده‌ است‌ و نه‌ بر آن‌ نظارت‌ دارد)، و چهارم‌ این‌ نظر که‌ جهان‌ نمودی‌ بی‌جوهر است‌ و در یک‌ جریان‌ دائم‌ دگرگون‌ می‌شود. پنجم‌ آنکه‌ بدین‌گونه‌ شخص‌ تجربی‌ بدون‌ خود و چون‌ یک‌ مجموعه‌ی‌ پیچیده‌ای‌ از عوامل‌ بی‌روان‌ دانسته‌ می‌شود، و ششم‌ آنکه‌ مقصد خاموشیِ شخصیتِ رنج‌آور به‌طور منطقی‌ با این‌ مجموعه‌ بستگی‌ دارد. ویژگیهای‌ دیگر اینها هستند: هفتم‌ اعتقاد به‌ اینکه‌ رهایی‌ فقط‌ از راه‌ دست‌ شستن‌ از آز، و کینه‌ و فریب‌ و رسیدن‌ به‌ روشن‌شدگی‌ (= شناسایی‌) دست‌ می‌دهد و سرانجام‌ نکته‌ی‌ هشتم‌ است‌ که‌ آن‌ توکل‌، یا اعتماد همراه‌ با ایمان‌ به‌ بودایان‌ است‌، خواه‌ این‌ بودایان‌ آموزگاران‌ انسانی‌ و انسانهای‌ برتر به‌ شمار آیند و خواه‌ موجودات‌ برتر (از جهانی‌) دانسته‌ شوند. هر تعلیمی‌ که‌ همه‌ی‌ این‌ نشانه‌ها را داشته‌ باشد، باید آن‌ را تعلیم‌ بودایی‌ شمرد. (شومان‌، ۱۳۷۵، صص‌ ۱۰۳-۹۹)