نقدی بر ادیان و عرفانهای نو ظهور با نگاهی به ادیان ابراهیمی

“به نام خدا”

 

مدارا، ادیان نوظهور_ یکی از بحث هایی که در نواندیشی دینی و اعتقادی امروز در دنیای مدرن به آن پرداخته شده است، آئین سرخپوستی و عرفانهای نو ظهور است. عده ای بر این اعتقادند که ادیان تاریخ مصرف دارند یعنی بر اساس شرایط زمانی و مکانی، دین هم تغیر می کند. به این صورت که اگر آئینی مربوط به ۵۰۰۰ سال پیش بوده به همان ۵۰۰۰ سال پیش تعلق دارد و شاید کارایی آن دین به چند سده برسد و متعلق به جغرافیا و مردم آن منطقه بوده است. یعنی دین را مختص به عده خاصی در زمان و مکان خاص نسبت داده اند و زمانیکه تاریخ مصرف آن دین تمام شود دین جدیدی به وجود   می آید. بعد از ظهور اسلام و معرفی پیامبر اکرم (ص) به عنوان آخرین پیامبر و اسلام به عنوان کاملترین دین، ادیان دیگری به شکلهای مختلف و با اصول اخلاقی مربوط به خودشان مانند مانی ها، مانیزم و بودایی ها آرام آرام وارد جوامع غربی و شرقی شدند. که برخی از پایه های درست اخلاقی نیز در اصول خود داشتند و همین امر باعث جذب جمعیت گسترده ای از مردم جهان به سمت این ادیان و آئین شد و از نظر اعتقادی تحت سلطه و سیطره آنها قرار گرفتند. ولی به مرور زمان برخی از نظریه پردازان امروزی مسائل دینی و نواندیشان دینی، نظریه های جدیدی را وارد مباحث دینی کردند. یکی از این نظریه ها اینگونه بود که ادیان بستگی به شرایط زمانی و مکانی خاص خود دارند ولی نوع کاربرد آن دین در جوامع مختلف متفاوت است. برای مثال در کشوری که سوسیال دموکرات، مارکسیست یا لائیک هستند، نوع مذهب با توجه به شرایط حکومتی و شرایط سیستماتیک مردم آن کشور متغیر است. مذهب درحکومتهای شرق و کشورهای جهان سوم نیز متفاوت است. ولی با همه این احوال همگی قبول دارند که        دین ها کهنه می شوند و آئین جدیدی بر اساس تزهای جدید باید بوجود آید. عرفانهای نوظهوری بر همین اساس آمدند که رنگ و لعاب قشنگی داشتند و تا مرحله ای کاربردی بودند ولی اسلام خلاف همه اینها را بیان کرد. اسلام خود را دینی پویا برای همه زمانها و مکانها در همه شرایط معرفی کرد.

این ادیان بر خلاف اسلام نظر دادند و مباحث و شبهه هایی به دین اسلام وارد کردند و بر این ادعا بودند که آئین و قواعد اسلام بر اساس جغرافیا و عرف مردم عربستان بوده و هیج ربطی به عرف و جغرافیای کشورهای اروپایی و آمریکایی ندارد و دارای تضاد نیز می باشد. ولی نواندیشان دین اسلام بر این باورند که فقه ما، فقه پویایی است و بر اساس شرایط زمان و مکان فتواها و دستورات دینی متفاوتی دارد. چه بسا که برای شرایط جغرافیا و اقلیم مردم در کشورهای اروپایی و یا در عربستان مسائل شرعی متفاوت می باشد و در فروع دین قابل تغییر می باشد. ولی در اصول دین هرگز تغییری ایجاد نشده و برای شرایط زمانی و مکانی خاص ثابت می باشد. ما در اسلام روایت داریم که لباس شهرت حرام است. در عرف اروپا به نظر نواندیشان دینی امروزی، پوشیدن چادر و نقاب لباس شهرت و حرام است و بلعکس در کشورهای اسلامی که پوشش آنها چادر است، پوشیدن لباس عریان حرام است و پوشش باید بر اساس عرف عقلانی و اصول انسانی باشد که نشان از پویایی دین دارد.

یکی از مباحث دیگر رفع نجاسات می باشد. بطور مثال در عرف عربستان که منطقه ای کویری و کم آب می باشد، آب کر حدود ۳ کیلو ولی در لبنان که منطقه ای پر آب است، نزدیک ۴ کیلو می باشد و نوع مصرف آب برای رفع نجاست با عربستان فرق دارد. یعنی اینکه شرایط جغرافیایی خیلی از مسائل شرعی و فروع دین را هم تغییر می دهد.

قانون، برگرفته از عرفیات عقلای یک جامعه است و بر همین اساس قانون را وضع میکنند که مردم جامعه باید پیرو این قانون باشند. عده ای بر خلاف قوانین عمل کرده و به سمت آزادیهای اجتماعی قدم بر می دارند در صورتیکه این صد در صد برخلاف آزادی است. آزادی یعنی اینکه هر شخص بر اساس عرف جامعه پایبند به اصول و قواعد شهروندی، دینی و مذهبی حاکم بر آن جامعه باشد. متاسفانه کسانی که نظریه های دینی و عرفانهای امروزی را آورده اند و بر این باورند که ادیان گذشته کهنه و قدیمی شده و کاربردی دیگر ندارند، دقیقا آنها کسانی هستند که همین آزادیهای اجتماعی را نشانه گرفته اند و به جای آزادیهای اجتماعی، ناهنجاریهای اجتماعی را وارد جامعه میکنند. هنجارها را ناهنجار می خوانند و بلعکس یعنی جای ارزشها و ضد ارزشها را با هم عوض می کنند و شعار طرفداری آزادی و پایبندی به حقوق مدنی و آزادیهای اجتماعی را هم سر می دهند. رنگ و لعاب زیبایی به حرفهایشان بخشیدند و تا حدود زیادی طرفدارانی هم پیدا کردند چون ظواهر فریبنده و زیبنده خوبی دارند. ولی به محض ورود به این ادیان متوجه می شوید که این ادیان، ادیان عمیقی نیستند که بتوانند انسان را به تعالی واقعی و سرانجام و مقصود درستی برسانند. متاسفانه اینها ادیانی هستند که هرکدام به اندازه خودشان کاربرد دارند و سعی بر این دارند که با حمایت از آزادیهای اجتماعی و بردن انسانها به سمت تعالی امروزی تعداد زیادی از آنها را به سمت خود جذب کنند. متاسفانه این موضوع باعث شده خیلی از جوانان ما از ادیان ابراهیمی و اسلام فراری باشند و احساس کنند که اسلام دینی فرسوده است که دست و بال آنها را بسته و متعلق به مکان و زمان دیگری است. بر این باورند که اسلام متعلق به ملت عربستان بوده و با این حرفها و شعارها یک نوع اسلام ستیزی را وارد جوامع دنیا کردند و تا حدودی موفق نیز شدند بنابراین داعش زائیده همین تندروهای چه مسلمان چه غیر مسلمان می باشد . تفکرهایی که مخالف با دین واقعی و تعالی انسانی است قطعاً داعش و انسانهای فاشیست و نازی از آن زائیده می شوند.

رضا عباسی