آشنایی با اندیشه های علامه محمدتقی جعفری

 

مدارا؛ کانون نواندیشی دینی _ جوامعى وجود دارند که فشار قوانین پیش ساخته و بى‌اعتنا به خواسته‌هاى قانونى مردم، افراد آنها را از شنیدن هرگونه صدایى که داراى طنین آزادى و سایر ارزش هاى انسانى باشد، محروم ساخته است.

 

تنها یک بانگ نافذ، شب و روز در فضاى این‌گونه جوامع مى پیچد که مى‌گوید: فقط ما چند نفر انگشت شماریم که انسان و صلاح و فساد او را مى‌شناسیم و کسى دلسوزتر از ما براى نفوس انسانى وجود ندارد؛ یعنى نمى‌تواند وجود داشته باشد، و نباید وجود داشته باشد!

استاد #علامه_جعفری، ترجمه و تفسیر نهج‌ البلاغه، جلد ۳، ص ۱۷

 

هنگامی که از زندگی آدمی، چیزی جز حرکات ماشینی در مجرای علل و معلومات ناآگاه نمانَد، اولین نعمت عظمایی که از انسان سلب می‌شود، ریزش قطرات اشک رویانندهِ نهال‌های معرفت در درون است.

خشکیدن اشک مقدّس، یعنی قطع شدن آب حیات و طراوت روح آدمی در باغ بزرگ هستی و بریده شدن از فیض باغبان کل وجود. خشکیدن این آب حیات‌بخش روح انسانی، خبر از وزش بادهای مسموم هواهای حیوانی و بروز تندرها و صاعقه‌های سوزان خودخواهی‌های درون خبر می‌دهد.

تو می‌توانی بگویی: هنگامی که آسیاب عقل آدمی را چیزی جز سنگ خُرد نکند و دل او در صلابت و سختی به نهایت برسد، اشک‌های مقدّس می‌خشکند و جای خود را به خنده بر سقوط وجود انسان در سراب‌های آب‌نما می‌دهند.

در ادبیات روزگار گذشته “ما قبل عصر آهن” که هنوز زندگی انسان‌ها مبدّل به ماشین ناآگاه نشده بود و احساسات و عواطف انسانی مانند امواجی زیبا از دریای جان آدمی سرمی‌کشید، درباره گریه و اشک سازنده که واقعاً مانند آب حیات، جان‌ها را احیا می‌کرد، مضامین بسیار عالی مطرح می‌شد. اگر امروز کسی به خشکیدن آن گریه‌ها و اشک‌ها که خبر مستقیم از خشک شدن جان‌های انسان‌ها می‌دهد، ناله‌ها کند و اشک‌ها بریزد، کاملاً بجا خواهد بود.

استاد #علامه_جعفری، ترجمه و تفسیر نهج‌ البلاغه

 

‍ نقش و جایگاه خانواده

زندگی بدون «محبت»، «عواطف» و «اخلاق» بی معنا خواهد بود.

با اولاد و با نوه ها نشستن و به روی آنها خندیدن و محبت کردن به آنان، عبادت است.

… باید مراقب بود که خانواده از تشکل انداخته نشود. این طور نیست که فقط فکر کنید شما مسئول تأمین نان و معاش هستید و بگویید من نان آورم! مسکنشان را درست می کنم، مالیاتشان را می دهم و… متأسفانه امروز عاطفه در اولادی که می خواهند در نظام خانواده بزرگ شوند، کمرنگ شده است. نباید انتظار داشته باشید از اینها انسانهای شایسته به وجود بیاید..
چه باید گفت! هر چند زندگی ماشینی وقت نگذاشته است. کسانی که در شهرهای بزرگ زندگی می کنند، رفت و آمدها، مسیرهای طولانی واقعاً برایشان مشکل شده است. اما چه باید کرد؟ شما می توانید توجه به فرزندان را به حساب عبادت بگذارید. پس علاوه بر تنظیم ضروریات زندگی آنها، باید با فرزندان خود ساعت هایی خلوت و گفتگو کنید. با اولاد و با نوه ها نشستن و به روی آنها خندیدن، یا گاهی یک مطلب حکمت آمیز و یا تجاربی که در طول روزگاران به دستتان آمده است، به آنها سپردن و بازگو کردن، که: «بچه ها ما این را دیدیم، چه اشخاصی بودند، چنین بودند، چنان بودند، ‌چه کردند!» نتایج بسیار خوبی در پی خواهد داشت. خصوصاً به صورت داستان بیان کنید تا بلکه عواطف آنها را بجوشانید.
مراقب باشید! نسل جدید دارند می خشکند. اولاد آدم دارد می خشکد … مراقب باشید!
مثلاً، شما تمام آثار ادبی و حتی علوم انسانی، و فرهنگهای پیشرو بزرگ را جمع کنید. فرض کنید هزاران کتاب از شرق و غرب و دیروز و امروز جمع شود. ماژیک بدهید دست ۲۰۰ یا ۳۰۰ نفر بگویید در این کتابها هر کجا به کلمات: «محبت»، «عواطف» و «اخلاق» رسیدید، خط بزنید! خواهید دید دیگر یک جمله برای خواندن باقی نمی ماند و این آثار هیچ ارزش خواندن ندارند، چون تمام عظمت آن مربوط به این واژه هاست و اینها در خانواده به وجود می آید.
هیچ قدمی بزرگ در تاریخ بشری به غیر از راه عواطف انسانی برداشته نشده است.
محبت و هماهنگی زن و شوهر، تأثیر عجیبی بر روی اولاد دارد؛ استعدادهای فرزندان را شکوفا می کند و می پروراند. بسیاری از انسانهای بزرگ زائیده این شرایط بوده اند.
نگذاریم خانواده ها آسیب ببینند. متلاشی شدن خانواده یعنی از دست دادن طعم حیات.
از خداوند بخواهیم که ما را در انجام مسئولیت و تکلیف بزرگ درباره خانواده، یاری بفرماید.
پروردگارا! ما را موفق بفرما در ابدیت با دودمان و اعضای خانواده خودمان مانند گلی که در مقابل گلی می شکفد، یکدیگر را ببینیم و بشکفیم.

خداوندا، پروردگارا ! ما را در ادای تکلیف خانواده، موفق و م‍ؤید بفرما.
آمین

 

✍️ دیدگاه شما 🙏