سحر آن است که خورشید بگوید نه خروس!

محمدجواد اکبرین

فیس‌بوک

در ایران ده‌ها بار تجدید چاپ شد کتابی که «جورج جورداق» ادیب و پژوهشگر مسیحی درباره‌ی امام علی نوشته بود. سال‌ها قبل از مرگش به دیدنش رفتم در ساختمان رادیو الشرق بیروت؛ شرابِ لبنانی‌اش را نوشیده بود و از روزهایی می‌گفت که مسحور تصویر علی‌بن‌ابی‌طالب و تفسیرش از خدا و انسان شده بود و روایت آن جادو را در پنج جلد کتاب «صوت العداله الانسانیه» آورده بود.

پیرمرد اما خوشحال نبود؛ می‌گفت من از انسانیتِ علی نوشتم و برخی شیعیان آن را به حسابِ خودشان گذاشتند بی‌آنکه بکوشند شبیه او باشند. می‌گفت به جای آنکه از نوشته‌های منِ مسیحی دریابند که می‌شود مانند امام‌شان نگاهی انسانی داشته باشند از کتابم سندی ساخته‌اند برای اثبات حقانیت فرقه‌شان. او دو سال پیش درگذشت.

امروز با خبرهای پژمردنِ تدریجی بچه‌ها در زندان ناگهان یاد آن دیدار کردم؛ دلم می‌خواست یکبار دیگر ببینمش و برایش بگویم نسل ما دیگر علی را نه از نهج‌البلاغه می‌شناسد و نه از کتاب‌های تو! اینجا زندان‌های ما نمازخانه‌هایی دارد که در هر نوبت، «أشهد أنّ علیاً ولىّ‌الله» را تکرار می‌کنند تا آرش صادقی، علی شریعتی، سعید شیرزاد، آتنا دائمی، نرگس محمدی و دیگران شهادت دهند با تن رنجورشان بر خاکسترِ مردی که از شعله‌های حق‌گویی و حق‌خواهی‌اش نوشته‌ای و نوشته‌اند. نامش اما نانِ زندانبان شد و اذانش بانگ خروسان؛ به قول کاظمیِ جان: «سحر آن نیست که با بانگ خروسان برسد / سحر آن است که خورشید بگوید نه خروس».

 

دیدگاهتان را بنویسید

نشانی ایمیل شما منتشر نخواهد شد. بخش‌های موردنیاز علامت‌گذاری شده‌اند *