۵ رویکرد به سنت‌های دینی

مصطفی ملکیان

سخنرانی رویکرد مولانا به سنت های دینی

 

انحصارگرایی
رویکرد اول که گاهی در کتاب‌های فلسفه‌ی دین از آن به «انحصارگرایی» یا «طردگرایی» تعبیر می‌شود به‌زبان ساده مدعی است که: فقط دین و مذهب من از حقّانیت بهره‌مند است و در هیچ دین و مذهب دیگری حقیقتی یافت نمی‌شود. بنابراین اگر در پی حقیقتی فقط در دین و مذهب من آن را می‌یابی و ادیان و مذاهب دیگر صاحب هیچ حقیقتی نیستند. از آنجا که فقط من حقّم هیچ نیازی به گفتگو با پیروان ادیان دیگر ندارم.

شمول‌گرایی
رویکرد دوم که گاهی از آن به «شمولگرایی» تعبیر می‌شود، بیان می‌دارد که: دین و مذهب من برحق است، اما در سایر ادیان و مذاهب دیگر هم حقایقی وجود دارد. حقیقت‌هایی که در همه ادیان و مذاهب دیگر جابه‌جا یافتنی است، همه در دین و مذهب من هست اما حقایقی در دین و مذهب من هست که در هیچ‌یک از ادیان و مذاهب دیگر یافتنی نیست. دین و مذهب من حاوی همه‌ی حقایق ادیان و مذاهب دیگر است ولی هیچکدام از ادیان و مذاهب دیگر حاوی حقایق دین و مذهب من نیست. بنابراین دین و مذهب من یک هویت شامل، جامع و فراگیر دارد، هرکسی دین و مذهب مرا داشته باشد گویا حقیقت‌های همه ادیان و مذاهب دیگر را داراست و از آنجا که ادیان دیگر حاوی هیچ حقیقتی نیستند که دین من آن را فاقد باشد، هیچ نیازی به گفتگو نیست.

شبیه‌انگارانه یا توازی‌انگارانه
در رویکرد سوم که می‌توان از آن به «شبیه‌انگارانه» یا «توازی‌انگارانه» تعبیر کرد، ادیان و مذاهب فقط برای کسی که به هیچ دین و مذهبی ملتزم نیست، فرق دارند. اگر ما به دین و مذهبی التزام بورزیم، خواهیم یافت که این ادیان و مذاهب راه‌هایی مختلف، به حق می‌باشند. اگرچه راه‌ها مختلفند اما مقصد واحد است. راه‌ها ممکن است طولانی‌تر یا کوتاه‌تر، سهل‌تر یا صعب‌تر، باعواقب‌تر یا بی‌عواقب‌تر باشند اما به هر حال، همه‌ی این راه‌ها علی‌رغم این تفاوت‌ها، به یک جا، که حق است، ختم می‌شوند. بنابراین همه‌ی ادیان و مذاهب در رسیدن به حق، هیچ فرقی ندارند. اما این نکته را کسی می‌یابد که به دین و مذهب خویش التزام کامل داشته باشد.

ادغام‌گرایی یا تکمیل‌گرایی
در رویکرد چهارم که می‌توان از آن به «ادغام‌گرایی» یا «تکمیل‌گرایی» تعبیر کرد، هیچ دین و مذهبی کامل نیست و بنابراین پیرو هر دین و مذهبی علاوه بر اینکه باید پیرو دین و مذهب خود باشد، باید به‌منظور رفع نقص و عیب‌های آن، از ادیان و مذاهب دیگر استمداد جوید. نه هیچ دینی حق مسلم و مجسم است و نه هیچ دینی باطل مسلم و مجسم است. همه‌ی ادیان آمیخته‌ای از حق و باطل‌ند. بنابراین هرکسی را بهتر این است که در دین خود بماند ولی در جایی‌که نقص و بطلانی در دین و مذهب خویش می‌یابد، آن را با استمداد از حقایقِ ادیان و مذاهب دیگر کاملتر کند در این رویکرد، فرد، حقایق ادیان و مذاهب دیگر را در دین و مذهب خود ادغام می‌کند.

جهانی‌انگاری
در رویکرد پنجم که می‌توان ار آن به «جهانی‌انگاری» تعبیر کرد، ماندن در دین و مذهب خویش درست نیست. همه باید به‌طرف یک دین جهانی حرکت کنیم. این دین مابه‌الاشتراک همه‌ی ادیان است. پیروان ادیان و مذاهب باید آنچه را مابه‌الافتراق ادیان و مذاهب است، رها کنند و مابه‌الاشتراک آن‌ها را بورزند.

دیدگاهتان را بنویسید

نشانی ایمیل شما منتشر نخواهد شد. بخش‌های موردنیاز علامت‌گذاری شده‌اند *