از فلسفه تحریم تا تحریم فلسفه / مسعود صادقی

 

 

مدارا؛ کانون نواندیشی دینی _ فلسفه نمی‌تواند دست‌کم در برابر رنج‌ها و شرور دست‌ساز بشر بی‌تفاوت باشد. البته راه بی‌تفاوت نماندن، مصاحبه کردن و نامه نگاشتن نیست. مواضع فلسفه در تحلیل هرچیز از جمله تحریم باید با زبان فلسفه بیان شود؛ یعنی با اسلوبی فلسفی و نه صرفاً از زبان فیلسوفان اما با بیانی سیاسی و غیرفلسفی.

به گزارش دین آنلاین ؛ فیلسوفان اخلاق غربی دهه‌ها است که مثال‌های مباحث خود را عمدتاً از میان جنایات نازی‌ها علیه یهودیان انتخاب می‌کنند. کتاب‌های آنها پر است از اشارات گوناگون به جنایات یهودستیزانه هیتلر. ما چه می‌کنیم؟ سال‌ها است تحریم شدیم اما دریغ از اشارتی به آن! چرا؟ آیا می‌خواهیم سیاست زده نباشیم؟ آیا تحریم یک مسئله سیاسی میان دو رقیب یا دشمن است؟ کاش این‌گونه می‌بود. تحریم آمده تا مردم را خسته و شکسته کند و نهایتاً آنها را از بهبود اوضاع ناامید گرداند. نتیجه آن چه خواهد بود؟ اصلاح؟ خیر. نتیجه انقلاب و شورش مردمی خواهد بود که از فرط گرسنگی عصیان خواهند کرد.

اکنون مسئولیت فلسفه چیست جز تحلیل پدیده‌هایی چون تحریم؟ این مسئله تأثیراتی ملموس و انضمامی دارد ولی دلایلی کاملاً انتزاعی. چه از این بهتر برای یک فیلسوف. فلسفه تحریم را یک ایرانی بهتر می‌فهمد و بهتر می‌تواند تحلیل کند.

دیگران ما را تحریم کرده‌اند و ما اندیشیدن به تحریم را! نتیجه چنین روندی فاصله گرفتن هرچه بیشتر فلسفه و اصحاب آن از واقعیت است. اگر فلسفه، تفلسف در باب رنج‌های حقیقی را تحریم کند مردم نیز فلسفه را عملاً تحریم خواهند کرد و سرنوشت جامعه دست‌خوش تغییر خواهد شد.

اگر خواجه نصیرالدین طوسی و دیگران چیزی در تحلیل حمله مغول می‌نوشتند اکنون سرنوشت ما این نبود. شاید زمانه آنها چنین اقتضا نمی‌کرده اما دوران ما قطعاً هم اجازه می‌دهد و هم اقتضا می‌کند. دست روی دست نگذاریم. فیلسوفانه بنویسیم و بگوییم در باب تحریم. زبان فلسفه جهانی‌تر است از زبان سیاست.

دیدگاهتان را بنویسید

نشانی ایمیل شما منتشر نخواهد شد. بخش‌های موردنیاز علامت‌گذاری شده‌اند *