گفتگو با اشرف بروجردی : «نقش زنان در حادثه عاشورا» اگر زنان نبودند، حادثه عاشورا این چنین تأثیرگذار نبود/ در کربلا تبعیض جنسیتی وجود نداشت، تفکیک مسئولیت ها بود/ فرهنگ عاشورا در میان زائرین اربعین تعمیق یابد

 

مدارا؛ کانون نواندیشی دینی _  بی تردید، یکی از گروه های نقش آفرین در نهضت عاشورا، زنان بودند. اگر اسلام با قیام امام حسین(ع) زنده مانده، سهم بزرگی از آن مربوط به زنانی است که تاریخ، مانند آنان را کمتر دیده است. زنان در کربلا نشان دادند که تکلیف اجتماعی، خاص مردان نیست، بلکه آنان نیز برابر وظیفه شرعی خود باید به جریان های اجتماعی توجه کنند و آنجا که مسئله حمایت از دین و اقامه حق، تنها با قیام آنان میسر می شود، در صحنه حضور یابند.

 

به گزارش شفقنا ، دکتر اشرف بروجردی، فعال زنان و رئیس سازمان اسناد و کتابخانه ملی در گفت وگو با شفقنا بیان می کند: از حرکتی که امام حسین(ع) کردند کاملاً می توانیم بفهیم که اصلاً بحث تبعیض و آنچه امروز در جامعه باب شده که می گویند زن جنس دوم است و باید در پستو رود، نبوده است. در کربلا همواره حضور زنان را در همه عرصه ها می بینید از جمله میدان نبرد منتها رسالت و مسئولیت آنها متفاوت بوده است، مسئولیت یکی جنگیدن بوده و مسئولیت دیگری این بوده که بتواند پشت جبهه را گرم نگاه دارد و از بازماندگان حفاظت و حراست کند. بتواند با آنهایی که مبارزه می کنند، همراهی کند. از جهتی به آنها اطمینان دهد که اگر شما رفتید و کشته شدید و در راه خدا به شهادت رسیدید بدانید که ما هستیم و مقاومت خود را ادامه می دهیم بنابراین بحث جنسیت در تاریخ اینگونه نشان داده می شود، بحث تفکیک جنسیتی در صدر اسلام وجود نداشته بلکه تفکیک مسئولیت بوده است. در صدر اسلام و همچنین در زمان پیامبر و ائمه مرد و زن رسالت و مأموریت هایشان متفاوت بوده نه اینکه نگاه به آنها به عنوان یک جنس دوم یا ابزار یا آدمی که توانایی ندارد و ضعف دارد، باشد.

متن گفت وگوی شفقنا با دکتر اشرف بروجردی را می خوانید:

* نقش زنان در حادثه عاشورا را نمى‏توان به آن تعداد زنانى محدود کرد که در کاروان امام حسین (ع) به کربلا رفته‏اند بلکه زنان بسیارى، پیش از وقوع حادثه عاشورا و نیز پس از آن در شهرهاى مختلف مانند مدینه، کوفه، شام و… به گونه‏اى نقش‏آفرینى داشته‏اند. آن زمان زنان قبل و پس از حادثه عاشورا چه نقش سیاسی – اجتماعی داشتند و در ماندگاری حادثه عاشورا چه تأثیری گذاشتند؟

موضوع نقش آفرینی زنان در هیچ یک از عرصه ها چه عرصه سیاسی، چه اقتصادی و چه فرهنگی و اجتماعی نباید مورد غفلت قرار گیرد بنابراین اگر بخواهیم هر موضوعی را تحلیل و ارزیابی کنیم ناگزیر هستیم که به وجه مربوط به زنان هم توجه کنیم چون تا به امروز کمتر بازگو می شده است. این رسالت را کسانی برعهده دارند که می خواهند یک تحلیل جامعی از شرایط، وقایع و رخدادها به جامعه عرضه کنند بنابراین به نقش زنان هم توجه می کنند. این نکته را از باب تذکر نگاه می کنم وگرنه واقعیت تغییری نمی کند، ولی یادآوری آن می تواند برای جامعه اثرگذار و مفید باشد. حتی ما در واقعه عاشورا یا بعد از آن مثلاً در زمان وقوع جنگ که در ایران ۸ سال دفاع مقدس داشتیم، می بینید که اکنون کمتر نام زنی مطرح می شود حتی کوچه هایی هم که نامگذاری می شود به نام زنان نیست، این بدین معنا نیست که نقش آنها کمرنگ بوده و حضورشان نتوانست اثرگذار باشد؛ بنابراین واقعه عاشورا هم از این قاعده مستثنی نیست. وقتی به واقعه عاشورا می پردازیم، اگر می خواهیم خوب آن را تحلیل کنیم باید به نقش زنان هم توجه کافی داشته باشیم، چه در زمانی که امام حسین(ع) خواستند از سرزمین عرفه به سمت کربلا حرکت کنند و چه بعد از آن. در ماندگاری این حادثه همه ما جمله شریعتی را به یاد داریم که می گوید: «امام حسین(ع) شهادت یا قیام را رقم زد و زینب(س) ماندگاری آن را ضمانت کرد و به افراد توصیه می کنند که کار حسینی یا زینبی کنید وگرنه یزیدی هستید» منظور این است که نقش زنان را همواره باید مورد توجه قرار داد.

 

کسی که ظلم کرده باید با او مقابله شود و مقابله با ظلم هم ملزوماتی می خواهد

وقتی امام حسین(ع) از سرزمین عرفه حرکت کردند طبعاً همین خانواده و مجموعه یعنی زنان و فرزندان هم همراهشان بودند و همه هم مخیر بودند در اینکه همراه امام حسین(ع) بیایند یا نیایند و اجباری بر آنها نبود که این راه را انتخاب کنند، اما این حادثه یا رخدادی که امام حسین(ع) آن را رقم زد بیشتر پایه و مبنای شناختی و معرفتی دارد تا اینکه ما بخواهیم به جوانب امر بپردازیم، آن وجه معرفتی طبعاً به زنان و مردان برمی گردد و در زمانی که امام با این شناخت و رویکرد حرکت می کنند که ما یک رسالتی بر دوشمان هست و آن رسالت این است که تضمین کنیم به اینکه دین خدا، دینی که رسول خدا برای ما آوردند این دین باید ماندگار شود و طبیعی است که ماندگاری آن تنها به شمشیر زدن نیست بلکه به فرهنگی است که باید ساخته شود و باوری که باید در مردم ایجاد شود و اینکه این باور را چه کسی تضمین می کند یا چه کسی جرقه آن را ایجاد می کند. زنان قاعدتاً می توانند نقش اصلی را در این زمینه داشته باشند. لذا وقتی امام حسین(ع) از سرزمین عرفه حرکت کردند این شناخت در بین کسانی که اعضای خانواده بودند یا منتسبین بودند ایجاد شد و همین افراد توانستند این تاثیر را بگذارند و این فرهنگ را به جامعه تعمیم دهند که اگر قرار است امام حسین مقابله کند، بحث این نیست که امام حسین بخواهند مقتدر شود بلکه بحث این است که امام حسین می خواهد دفاع کند از یک آرمانی که آن آرمان فراگیر است و آرمان همه انسان هایی است که از آن زمان به بعد می خواهند به نام دین و اسلام صبغه و رنگ دینداری را به خودشان بدهند لذا امام حسین(ع) وقتی به حرکت اقدام می کنند همراه ایشان زن و فرزند حرکت می کنند با رویکرد اینکه این فرهنگ ایثار، شهادت، حفاظت و حراست از دین رسول خدا را در جامعه ایجاد کنند. این فرهنگ حفاظت از دین به تنهایی به عهده پیغمبر نیست به عهده فاطمه هم هست.  در زمان امام حسین بر عهده تنها امام حسین نیست بر عهده خانواده ایشان هم هست چرا که آن فرهنگ باید شناسانده شود و این معرفت باید در اذهان ایجاد شود و فضای گفت وگویی که زینب ایجاد می کند در طی مسیری که دارند طی می کنند و به سمت کربلا می آیند، همواره بر زبان اهل بیت و خاندان حضرت امام حسین بازگو می شود. این بازگو شدن در واقع زمینه را آماده می کند برای اینکه افراد بیایند و وارد این جرگه شوند و به نام دفاع از دین مقابله کنند با کسانی که می خواهند خفت، خواری و ذلت را یک فرهنگ در جامعه کنند و افراد در مقابل دیکتاتورها و ظالمین و فاسدین مقاومت کنند یا نکنند. امام حسین هدفشان این بود که بیشتری این مساله را به جامه تعمیم دهند که مردم بفهمند و بدانند که آموزه های دینی اسلام بر این مبنا قرار گرفته است که اولاً شما نمی توانید و حق ندارید که در مقابل ظالم سکوت کنید، کسی که ظلم کرده باید با او مقابله شود و مقابله با ظلم هم ملزوماتی می خواهد و یکی از ملزومات اتمام حجت بر اطرافیان هست، چه کسی این اتمام حجت را انجام می دهد؟ امام حسین یک نفر است و زبان گویای امام به تنهایی کفایت نمی کند که برای افرادی با فرهنگ ها و رویکردهای مختلف تبیین کند، یعنی هر کسی با سطح درک و دریافت خود می تواند این معرفت را به دست بیاورد و طبیعی است که در خانواده هم خانم ها و هم آقایان و فرزندان حضور دارند هر کسی با بیان و درک خود مطابق درک طرف مقابل آن را تفکیک می کند و این امر تعمیم می یابد.

نکته دوم اینکه مردی که به میدان نبرد برای جنگ می رود باید خیالش راحت باشد به اینکه بعد از او خانواده اش و فرزندانش و همسرش مورد تعرض قرار نمی گیرند یا کسانی هستند که می توانند زندگی مادی خود را ادامه دهند. ایجاد این سکون و آرامش و طمأنینه در وجود رزمندگان بر عهده زنان است و همواره زنان هستند که دفاع می کنند.

در ماجرای مادر وهب می بینید که وقتی فرزندش کشته می شود و سرش را برمی گردانند این سر را مجدداً به سمت دشمن می فرستد و تأکید می کند به اینکه من چیزی را که در راه خدا هدیه دادم پس نمی گیرم. یا در ماجراهایی که در طی مسیر اتفاق می افتد زنانی که موفق می شوند همسران خود را راضی کنند به اینکه پاسخ مثبت به دعوت امام حسین دهند تا جایی که برای یک مرد خیلی مهم است که آن آرامش را درون خانواده داشته باشد. زنی که روی بر می گرداند از همسری که جواب منفی به امام داده یا وقتی که استدلال می کند که این پسر رسول خداست و از تو دعوت کرده و تو حتما باید جواب مثبت دهی و همین تشویق و ترغیب باعث می شود که آن فرد به سمت میدان نبرد حرکت کند بسیار حائز اهمیت است. بنابراین چه در تولید معرفت و چه در بقای این معرفت و ماندگاری آن، و چه در ایجاد طمأنینه، آرامش و سکون برای مبارزینی که در راه خدا می جنگند و چه بعد از آن که موجب اشاعه این فرهنگ در جامعه می شوند، در همه این موارد نقش زنان را نمی توان نادیده گرفت و همه هم و غم حضرت زینب به عنوان یک زن که می تواند هدایتگری این مجموعه را برعهده داشته باشد و به نظر من بسیار مانده که ما در تاریخ بتوانیم نقش حضرت زینب و مقاومت  و صبوری که دارند را اثبات کنیم. مهم ترین وجه، وجه معرفتی است که او با شناخت کامل این کار را می کند یعنی هرگز به عنوان تسلیم و ناچاری این کار را نمی کند و از سر اضطرار نیست بلکه از سر انتخاب است و این انتخاب ماندگار می شود به طوری که امروز اگر کسی عزیزی را از دست می دهد، اطرافیان به او یادآوری می کنند که مانند حضرت زینب(س) باید در مقابل مصائب صبور باشد.

 * به مفاهیمی مانند ایثار، شهادت، قیام علیه ظلم اشاره کردید؛ مقایسه میان نقش زنان و مردان در کربلا نشان می دهد که زنى در جناح دشمن علیه کربلائیان نقش ایفا نکرد، چرا؟ آیا در این مفاهیم در نگاه زن و مرد حاضر در کربلا تفاوتی داشت؟

 

چه مرد و چه زن هر دو دارای این وظیفه هستند که حق مظلومی را از این ظالم بگیرید

این مفاهیم متأثر از یکدیگر بودند و نمی توانند تفکیک شوند، شما نمی توانید بگویید که زنان به گونه دیگری فکر می کردند چون اگر نوع دیگری فکر می کردند با آنها همراهی نمی کردند. مثلاً بحث مبارزه با ظلم به عنوان یک اصل پذیرفته شده در دین ماست و خداوند در مقابل سکوت، بی توجهی نسبت به ظلمِ ظالم، افراد را مأخذه می کند و در آیات قرآن اعتاب است و کسانی که ظلم می کنند خداوند آنها را هشدار می دهد که ببینید کسی که ظلم می کند چه عاقبتی پیدا می کند. ظُلِمُوا وَسَیَعْلَمُ الَّذِینَ ظَلَمُوا أَیَّ مُنْقَلَبٍ یَنْقَلِبُونَ؛ این آیه نشان دهنده این است که دین اسلام اساساً ظلم و ستم نسبت به دیگری را هرگز بر نمی تابد و قبول ندارد که کسی توجیه گر این باشد که منافع ما باید حفظ شود یا بحث تقیه مطرح شود و مباحثی از این دست. اینها در مقابل ظلم آشکار نیست اینها مواردی است که به تشخیص یک فقیه و کسی که صاحب نظر هست ممکن است که در یک مقاطعی از آن عدول شود که ما در تاریخ بسیار داریم که مثلاً برخی از شخصیت هایی که می رفتند در دربار کار می کردند از امام صادق(ع) می پرسیدند که ما می دانیم این ظالم است، تکیلف ما چیست؟ و امام می فرمودند: اگر شما می توانیم حقی را به اثبات برسانید یا حق مظلومی را از این ظالم بگیرید حضور داشته باشید. ستادن حق مظلوم از ظالم چنان مهم است که افراد باید بدانند در برابر ظالم نمی توان سکوت کرد و بی توجه بود و در این میان جنسیت مهم نیست، چه مرد و چه زن هر دو دارای این وظیفه هستند.

* تعبیرهای ناصواب و غیر صحیح از دین و سنت به همراه جهل و ناآگاهی سیاسی و اجتماعی زمان امام حسین(ع) زمینه ساز کشتار بی سابقه در تاریخ اسلام گردید. در جامعه آن زمان چه نگاهی به زنان به خصوص زنانی که در عرصه جهاد و میدان جنگ حضور داشتند، وجود داشت؟

 

در حرکت امام حسین(ع) اصلاً تبعیض جنسیتی وجود نداشته است

از حرکتی که امام حسین کردند کاملاً می توانیم بفهیم که اصلاً آنجا بحث تبعیض و آنچه امروز در جامعه باب شده که می گویند زن جنس دوم است و باید در پستو رود، نبوده است. شما همواره حضور زنان را در همه عرصه ها می بینید از جمله میدان نبرد منتها رسالت و مسئولیت آنها متفاوت بوده است، مسئولیت یکی جنگیدن بوده و مسئولیت دیگری این بوده که بتواند پشت جبهه را گرم نگاه دارد و از بازماندگان حفاظت و حراست کند. بتواند همراهی کند با آنهایی که مبارزه می کنند از جهتی که به آنها اطمینان دهد که اگر شما رفتید و کشته شدید و در راه خدا به شهادت رسیدید بدانید که ما هستیم و مقاومت خود را ادامه می دهیم بنابراین بحث جنسیت در تاریخ اینگونه نشان داده می شود، بحث تفکیک جنسیتی در صدر اسلام وجود نداشته بلکه تفکیک مسئولیت بوده است. در صدر اسلام و همچنین در زمان پیامبر و ائمه مرد و زن رسالت و مأموریت هایشان متفاوت بوده نه اینکه نگاه به آنها به عنوان یک جنس دوم یا ابزار یا آدمی که توانایی ندارد و ضعف دارد، باشد.

 

قطعاً نبود. پیام عاشورا را زنان توانستند برسانند. وقتی حضرت زینب به مجلس یزید می رود و خطبه عراق را تلاوت می کند و به یزید می گوید که من جز زیبایی چیزی ندیدم، من جز آنچه که می تواند ماندگاری دین خدا را فراهم کند، چیز دیگری ندیدم و ذلت و خواری یزید اثبات می شود، پس از سه سال هم تمام حاکمیت فرو پاشی می شود، نقش پیام رسانی ایفا می گردد.

 

اگر زنان نبودند، حادثه عاشورا این چنین تأثیرگذار نبود 

یا مثلاً وقتی زنان اسیر وارد کوفه می شوند و عده ای نان و خرما میان انها توزیع می کنند، حضرت زینب بیان می کنند که صدقه بر آل بیت رسول الله حرام است یعنی می خواهند تفهیم کنند که ما بیچاره و درمانده نیستیم، ما توانایی داریم، قابلیت و قدرت داریم و کسانی هستیم که حافظ دین رسول خدا هستیم. همین رویه ای که حضرت زینب بیان و بازگو می کند، تبدیل به یک درس برای طول تاریخ می شود، درسی که بتوانند همان را بازگو کنند و حضرت زینب در دربار یزید آن خطبه بلندی را که تلاوت می کنند کاملاً حکایت از این می کند که کسانی که امروز به عنوان اسیر در اینجا حضور دارند افرادی هستند که به وجود آنها یعنی از برکت وجود آنهاست که امثال یزید توانستند مطرح شوند، برای اینکه اینها حکومتی و روالی بوده و منتهی شده به این قصه و این را به عنوان غصب حاکمیت دین خدا، حاکمیت رسول خدا و فرزندانش می دانند. بسیار تأثیرگذار است که ببینند حق و باطل چه کسی هستند و مردم نسبت به شناخت حق و باطل رویکرد جدیدی پیدا می کنند.

* براساس شواهد تاریخی، زنان بسیاری چه قبل از حادثه عاشورا برای همراهی امام حسین(ع) و چه بعد از حادثه عاشورا هر یک به نوعی تأثیرگذار بودند و نقش های مهمی ایفا کردند، اما چرا حضرت زینب(س) نقش ویژه تری نسبت به سایر زنان داشتند و ایشان را عامل ماندگاری نهضت امام حسین(ع) می دانیم؟

 

حضرت زینب از یک فهم و آگاهی و دانشی قریب به عصمت و معصوم برخوردار بود

به دلیل معرفت حضرت زینب(س)، حضرت زینب از یک فهم و آگاهی و دانشی قریب به عصمت و معصوم برخوردار بود. ایشان در ورای این حادثه حوادثی را می دید و در ماندگاری این اتفاق چیزهایی را می دید که شاید دیگران نمی دیدند لذا او این مسئولیت را برعهده می گیرد و گفت وگویی که میان امام حسین(ع) و  حضرت زینب(س) در شب عاشورا اتفاق می افتد و حضرت امام حسین کاملاً اطمینان می دهند به اینکه او می تواند صبوری کند و حضرت زینب هم قول می دهند به اینکه ما راهی را می رویم که شما آغاز کردید و طی می کنید، این مساله نشان دهنده این است که به هر حال حضرت زینب از یک معرفتی برخوردار بود که شاید همه برخوردار نبودند و این رسالت به او واگذار می شود. این مأموریت توسط امام معصوم به او واگذار می شود و گفت وگویی که میان این دو بزرگوار در شب عاشورا اتفاق می افتد که بخشی به تاریخ منتقل می شود و آن را ثبت می کند همه حکایت از این دارد که امام حسین این منزلت را در وجود زینب می بینند و او را انتخاب می کنند به اینکه رسالت هدایتگری این مجموعه را عهده دار شود. اگرچه علی بن حسین، امام سجاد(ع) در همین مجموعه هستند، اما مسئولیت به عهده حضرت زینب گذاشته می شود که بتواند آنها را هدایت کند و در مقابل ظلم یزید از خود مقاومت نشان دهد.

* تحلیل درست و مستند نقش زنان در حادثه عاشورا پس از جستجو در مصادر کهن و معتبر، مبتنى بر انجام تحلیل‏هاى سه‏گانه تاریخی، اجتماعی – سیاسی و جنسیتی است. در این دهه ها رویکرد تاریخی و البته احساسی نسبت به رویکرد و تحلیل جنسیتی بسیار پر رنگ تر بوده است و به اذعان بسیاری از محققان آنطور که باید و شاید نقش زنان در حادثه عاشورا تبیین نشده است. علت آن چیست؟ آیا تحلیلگران و محققان در تحلیل های خود دچار تبعیض جنسیتی هستند؟

 

در تاریخ صدر اسلام تبعیض جنسیتی وجود نداشت

اگر امروز شاهد این تبعیض ها هستیم به خاطر دخالت باورهای خودمان است

قطعاً همه آنچه در تاریخ اتفاق می افتد، امروز در اختیار من و شما نیست. یعنی نویسندگان تاریخ بخش عمده ای از نوشته هایشان معلول باورها و ذهنیت هایشان هست، نه آن زمان بلکه امروز هم به همین صورت است. یعنی تاریخ نگاران رسالت سنگینی بر عهده دارند که دقیقاً حادثه ای که اتفاق می افتد را بازگو کنند، به خاطر همین هم می گویند که شما معمولاً سعی کنید که یادداشت روزانه برادارید که هر کسی تحلیل خود را براساس شرایط خودش بیان کند و تحلیلی که دیگری ارایه می دهد آن تحلیل تأثیر دارد در نوع برداشتی که شما می کنید. کسانی که تاریخ را می نوشتند بر حسب شرایط زندگی خود خیلی نقش آفرین بودند در اینکه چه رویکردی به بحث جنسیت مطرح است، اما اگر یک تأمل کوتاهی در تاریخی که امروز در اختیار ماست داشته باشید، می بینید که در تاریخ صدر اسلام این تبعیض وجود ندارد. اگر امروز شاهد این تبعیض ها هستیم به خاطر دخالت باورهای خودمان است که برخی معتقدند که اینها سنت های جاریه بوده که در جامعه وجود داشته و مخلوط مسایل مذهبی شده و به نام دین مطرح شده است در حالی که اصلاً دین از این شائبه ها به دور است. اگر ما بخواهیم ببینیم که چرا این تفاوت وجود دارد و چرا زنان در یک حوادث این چنینی کمتر مطرح هستند و کمتر نقششان بازگو می شود به این خاطر است که نگارندگان تاریخی نتوانستند به خوبی آن صحنه ها و واقعیت ها را ترسیم کنند و نکته دیگر اینکه اینها معمولاً در تحلیل های خود مشاهداتشان را بازگو می کردند در حالی که خیلی از آنان ممکن است که جنبه مشاهده گری نداشته باشد، حادثه و اتفاق نباشد ولی فرهنگسازی باشد و اثر آن در ساخت فرهنگ جامعه دیده می شود و آن باوری که باید در جامعه ایجاد شود، این باور یک چیزی نیست که مشاهده شود و به کتابت در بیاید، یک چیزی است که در حقیقت فرد آثار آن را در دراز مدت می بیند. مثلاً فرض کنید در ماجرایی که مختار راه می اندازد تفاوتی بین زنان منتسب به کسی که قیام می کند وجود دارد و اگر می خواهد احقاق حقی داشته باشد، باز متفاوت است و برداشت آنها بر حسب تاریخی هست که نگاشته شده است لذا ما امروزه می بینیم که تفاوت ها و تبعیض هایی بیشتر در جامعه و مجامع اسلامی مطرح است، نمی گویم در مجامع دیگر وجود ندارد ولی در مجامع اسلامی پر رنگ می شود و به خاطر نوع فهمی است که از مباحث دینی و آموزشی دارند و دین را برای شناخت این تبعیض ها محک قرار می دهند. شما اگر دین را محک قرار دهید قابل تفسیر است و چون قابل تفسیر است افراد براساس سلیقه خود آن را تفسیر می کنند لذا شما می بینید که بحث تبعیض در جامعه اسلامی رایج می شود و بسیاری از آن سوء استفاده و سوء برداشت می کنند.

* مراسم پیاده روی تاریخی اربعین حسینی است، زن و مرد در کنار هم در این مراسم حضور دارند، اما گفته می شود که زنان و مردان در این مراسم یک حرکت زینب گونه داشته باشند؛ از نظر شما این حرکت زینب گونه چه معنا و مفومی دارد؟

 

آنچه در پیاده روی اربعین حسینی ناپیداست، فرهنگسازی است

رعایت حدود و ثغور این حرکت می تواند موثر باشد به عنوان مثال از لحاظ فضای فیزیکی رعایت ادب و حرمت یکدیگر، تکریم انسان ها و سپس بیان حادثه در حقیقت فرهنگسازی است که می تواند کمک کند. به نظرم آنچه در این پیاده روی بسیار گم هست، فرهنگسازی است، اگر بتوانیم در همین فضا کمپ ها و گروه هایی راه اندازی شوند که در حین پیاده روی مباحثاتی راجع به این حادثه و رخدادهایی که اتفاق افتاده داشته باشند و بتوانند از حادثه عاشورا الهام بگیرند که البته نباید صرفاً جنبه صوری و ظاهری داشته باشد. این فرهنگ پیاده روی که ایجاد شده از قدیم در عراق معمول بوده منتها نه حد فاصله نجف تا کربلا، شاید افراد از فاصله های کمتری تا کربلا می رفتند و برخی هروله کنان از یک منطقه ای به سمت کربلا می رفتند، این مراسم ها برای زنده نگاه داشتن و احیای شعائر خوب است، ولی وقتی بسیار غلظت پیدا می کند یعنی افراد رفتاری از خود بروز می دهند که حتی با مبانی دینی نمی خواند، مناسب نیست؛ مثلاً من در سال های دور شاهد بودم که افرادی سینه خیز به سمت حرم امام حسین(ع) می رفتند یا خودشان را مضروب می کردند، این حرکات با فرهنگ دینی ما نمی خواند و باید به نحوی به جامعه تفهیم شود که اینها مبنای دینی ندارد و بالعکس باید حتماً جلسات گپ و گفتی در همین مسیر انجام شود به عنوان مثال در یک فضایی صندلی هایی طراحی شود و افراد با هم راجع به این حادثه بحث کنند، بحث فرهنگ عاشورا می تواند در میان زائرین تعمیق پیدا کند چون بسیاری از زائران از کشورهای غیر اسلامی می آیند و می خواهند با این مراسم و فرهنگ عاشورا آشنا شوند بنابراین صرف اینکه یک پیاده روی صورت گیرد، کفایت نمی کند.

 

دیدگاهتان را بنویسید

نشانی ایمیل شما منتشر نخواهد شد. بخش‌های موردنیاز علامت‌گذاری شده‌اند *